با خبرنگاری پولدار نمیشی

تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۰۲/۰۱

قسمت 19

همچنین می توانید این قسمت را ببنید یا بشنوید در:

- خلاصه ای از گفت‌وگو

توی این قسمت از پادکست راه پله، هرچی سوال و ابهام در حوزه خبرنگاری و روزنامه نگاری داشتم رو از هادی ذالکی پرسیدم، هادی جان یکی از افراد باتجربه این حوزه هستش و ازش خیلی متشکرم که خیلی دقیق تجربه های خودشو با ما به اشتراک گذاشت. البته اینم بگم که هادی ذالکی در سال گذشته اتفاقات جالبی در زمینه کاری خودش برایش رخ داد که به اون ها حسابی پرداختیم…

- معرفی مهمان

- گزارش تصویری

- مشروح گفت‌وگو

+سلام دوستان وقتتون بخیر. خیلی ممنون که همراه ما هستید و قراره اولین قسمت سال جدید رو ضبط کنیم. مهمان امروزمون در حوزه خبرنگاری فعال هستن و اگر در این حوزه ورود کرده باشید اسم ایشون رو احتمالاً شنیدید. خیلی انسان با اخلاقی هستن و خیلی چیز ها می‌تونیم ازشون یاد بگیریم. چند وقت پیش دعوت شون کردیم اما شلوغ بودن و در حال حاضر فرصت این رو داریم که در خدمت شون باشیم در خدمت فعال اجتماعی و کنشگر اجتماعی استادمون آقای هادی زالکی هستیم.

 

-سلام می‌کنم خدمت دوستان و خیلی تشکر می‌کنم از افطاری تون.

 

+بله روزای آخر ماه رمضون هم هست. دم شما گرم. داشتید راجع به کنشگری اجتماعی صحبت می‌کردید و این رو توضیح بدم که در پادکست ما افراد متفاوت از حوزه‌ های مختلف تشریف میارن و ما از تجربیات شون استفاده خواهیم کرد، و دوستان هم از این گفتگو و تبادل تجربه‌ ها بهره می‌برن. از کنشگری اجتماعی واقعاً میشه درآمد داشت.

 

-سوال خوب و سوال سختی هست. در حقیقت نه کنشگری اجتماعی درآمدی نداره و  از دشواری‌ ها و سختی‌ هاست. اما کسانی رو داشتیم که بتونن از این رشته درآمد داشته باشند.

 

+کنشگری یعنی چی؟

 

-کنشگر معمولاً کسی هست که نسبت به اتفاقاتی که در سطح جامعه خودش می‌افته نمی‌تونه بی‌ تفاوت باشه. این ثابت‌ترین تعریفی است که شما می‌تونی از کنشگر داشته باشی و در حوزه‌های متفاوت مثل اقتصادی اجتماعی سیاسی و…. ما کنشگرهای متفاوتی پیدا خواهیم کرد. میشه گفت هدف عمده کنشگران حرکت از وضعیت فعلی به سمت وضعیت مطلوب هست. یعنی حاکمیت و وضعیت را به سمت طلوب هدایت می‌کنن.

 

+پس تا اینجا که همش دردسر بوده؟

 

-تا الان که اینطور بوده.

 

+مخصوصاً سال ۴۰۲

 

-بله. مخصوصاً سال ۴۰۲ اما در کنار درآمدش که شما اشاره کردین، مسائل مطلوب خودش رو هم و برکت خودش رو هم داره. مثلاً در این حوزه شما با آدم‌ های متفاوتی آشنا می‌شید با آدم‌ های متفاوتی رفیق میشید و روابط انسانی و اجتماعی تون و توسعه فردی تون افزایش پیدا می‌کنه. شاید اگر در حوزه اقتصادی کار کنید فقط در همون حوزه دوست پیدا کنید اما در حوزه کنشگری اجتماعی شما دوستان متفاوتی خواهید داشت. این برای من به شخصه خیلی مهمتر از بقیه چیزها هست.

 

+حال خوبی رو هم می‌تونی تجربه کنی اگر با یک کنش درست یه تغییری در جامعه ایجاد کنی.

 

-حس خوبی داره اما سختی‌ های خودش رو هم داره مخصوصاً الان که احساس می‌کنم حاکمیت رابطه خوبی با کنشگران اجتماعی نداره. لذا اگر یه کنش بزرگی راه بندازیم صدای خیلی ضعیفی از سمت حاکمیت خواهیم شنید چرا که حاکمیت با خودش تصور می‌کنه که اگر من الان به این کنش سیاسی پاسخی بدم به اصطلاح عامیانه کنشگر رو پررو کردم، و مسئله رو بزرگ کردم. یعنی فکر می‌کنند که مسئله رو بزرگ خواهند کرد و بعد نمی‌تونن جوابش رو بدن. بنابراین حوزه کنشگری اجتماعی تا الان بیشتر برای مردم کاربرد داشته و خیلی سمت حاکمیت و سیاست‌ها نرفته، و شاید بگم در حوزه سیاست گذاری حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد موفق بوده.

 

+خیلی هم عالی. شما خیلی سال هست که در حوزه خبرنگاری در رسانه‌ های ختلف کشور کار کردید و من خیلی دلم می‌خواد تجربیات شما رو بشنوم. چی شد که وارد این حوزه شدید؟

 

 

-من کاردانی برق صنعتی خوندم، کارشناسی رو خبرنگاری و ارشد رو یک رشته مرتبط با حوزه فرهنگی خوندم. میشه گفت ۱۰ ۱۲ سال پیش من یک متنی رو برای نشریه راه نوشتم و افراد در نشریه متن رو دوست داشتن و مستقیم هم به من نگفتن، بلکه به اطرافیان گفته بودن که کسی که این متن را نوشته مهارت داره. همون تعریف به اصطلاح کوتاه برای من در سال‌های دبیرستان انگیزه شد.

 

+سال چند بود؟

 

-سالش رو یادم نیست. اما همون انگیزه‌ ای برای من ایجاد کرد. و به نظرم کسایی که می‌خوان به تربیت نیرو بپردازن، و اصطلاحاً می‌خوان تیم سازی داشته باشن باید انگیزه تیمشون رو تقویت کنن، چون برای خود من خیلی تاثیر داشت. این انگیزه تونست مسیر شغلی من را عوض کنه و من رو به سمت خبر و خبرنگاری بیاره. بعد از اون کم کم کار مصاحبه و خبرنگاری رو شروع کردم. اول با مجموعه راه کار می‌کردم و بعد با مجموعه‌ای به اسم رصد.

 

+رصد رو می‌شناسم.

 

-از اونجا رفتیم برای مجموعه مجلات خراسان فرهنگی و بعد از اون برای شهرآرا و بعد از اون الان در روزنامه قدس مشغول هستم. در راستا و در کنار این مسیر شغلی کار کنشگری اجتماعی و فضای خبرنگاری و تحلیلی مون هم دنبال کردیم.

 

+خبرنگاری واقعاً عشق هست؟ یعنی اگر کسی علاقه نداشته باشه داخل این حوزه نمیاد؟

 

-به نظرم نه. شما چرا یه حوزه رو انتخاب می‌کنی؟ حتماً باید دلیل منطقی پشتش باشه. حالا در این رشته خوبه و یا آورده مالی خوبی داره. خبرنگاری واقعاً آورده مالی خوبی نداره یعنی من خبرنگاری رو نمی‌شناسم که وضع مالی خوبی داشته باشه. مگر اینکه کار اقتصادی کرده باشه یعنی جدایی خبرنگاری و یا اینکه براش چیزی به ارث رسیده باشه.

 

+یعنی یه خبرنگار هر چقدر هم که رشد کنه و به سطح عالی برسه بازم آورده مالی خوبی براش نداره؟

 

-ببینید چرا شما می‌تونید در مورد درآمد خبرنگاری یک سیر اقتصادی برای خودت داشته باشی. یا با شرکت‌ های خصوصی یا این چنینی قرارداد ببندی اما خبرنگاری به معنای اینکه دغدغه مردم رو منتقل کنی و خبرنگاری به این معنی که در فکر من و شما هست درآمد آنچنانی که ما فکر می‌کنیم نداره، یعنی اینطوری نیست که بگی من امسال یک رو به دو تبدیل کنم یا دو رو به چهار.

 

+پس بچه‌ های خبرنگاری واقعاً برای عشق در این کار فعالیت دارن؟

 

-اتفاقاً کار خبرنگاری هم کاری نیست که سفارشی باشه یعنی سفارش کسی وارد کار بشی و علاقه نداشته باشی، چون جزو کارهایی هست که اگر علاقه نداشته باشی سریع از کار بیرون میای. برای همین من به بچه‌ ها میگم که اگر علاقه ندارید این کار را انجام ندید. به همین خاطر اگر چیزی مطالعه می‌کنی و می‌خونی باید در اثر اون عشق و علاقه ای باشه که به کارت داری.

 

+یه سوالی که پیش میاد اینه که الان واقعاً کسی دیگه روزنامه می‌خونه.

 

-سوالی است که بقیه هم می‌پرسن. شاید باورتون نشه اما کسانی هستن که شاید در یک سری شهرستان‌ ها همچنان روزنامه رو می‌خونن و مخاطب خودش رو داره. حتی تماس می‌گیرم و غلط‌های املایی روزنامه رو به ما گوشزد می‌کنن. شاید بچه‌هایی که کارهای استارت آپی انجام می‌دهند براشون ارتباط گرفتن با این چیزها سخت باشه ضمن اینکه روزنامه‌ ها بیشتر در کشور ما و در حال حاضر برای بیان مواضع سیاسی استفاده می‌شن و چیزی نیست که بگیم اگر فردا روزنامه منتشر نشد اخبار به دست ما نخواهد رسید.

 

+یعنی ما روزنامه مستقل نداریم؟

 

-نه.

 

+حتی روزنامه‌های خصوصی؟

 

-چرا روزنامه‌های خصوصی داریم اما روزنامه‌ های خصوصی هم به خاطر هزینه‌ های خودشون به صورتی وابسته محسوب میشن. وابسته ارشاد، ارگان‌های دولتی و…. برای همین من احساس می‌کنم فضای خبرنگاری در فضای اجتماعی خیلی خوب تونست خودش رو پیدا بکنه به عنوان اون خبرنگاری که ما برای مطالبه نیاز های مردم دنبالش هستیم.

اگر بخوای در رسانه‌ های رسمی یه سری مطالبات را انجام بدی شاید به خاطر وابستگی‌ هایی که اون رسانه داره نشه این کار رو انجام داد اما در شبکه‌ های اجتماعی و در پیج و رسانه خودت می‌تونی این کار رو انجام بدی. خبرنگاری با رویکرد های فضای مجازی که امروزه وجود داره به نظرم خیلی تونست به خبرنگاری کمک کنه. تونست احیای حیاتی برای این رشته باشه.

 

+سوال بعد اینکه پروسه تهیه خبر از زمانی که خبرنگار کارش رو شروع می‌کنه تا زمانی که  دست خواننده‌ ها می‌رسه خیلی پروسه طولانی ای هست؟

 

-بستگی به روزنامه داره. اگر روزنامه‌ای که شما کار می‌کنید وابسته به جایی باشه بله این باید با همه جا چک بشه اما در خبرهای روزمره و ساده، و روتین این پیچیدگی‌ها وجود نداره و شاید در ۱۰ تا ۲۰ درصد موارد یه سری اعمال نظرها وجود داشته باشه.

 

+یعنی هرچی خبرنگار بنویسه چک میشه؟

 

-نه بیشتر بحث رویکرد هست که سردبیر به خبرنگار میگه ما قراره در این روزنامه با این رویکرد کار کنیم. یه وقت‌هایی میگن ما با این رویکرد به این خبر واکنش نشون میدیم. اما اگر شما در یک خبرگزاری سازمانی مثل صدا و سیما و… کار کنی معمولاً دیگه مخالف سازمان خودتون خبر نمی نویسید. مثل این می‌مونه که شما هزینه کردید و یه خبرگزاری رو بالا بردید و انگار مار در آستین پرورش دادین.

 

+مثل این می‌مونه که آدم‌ها بخوان خطای خودشون رو بگن و براشون سخته.

 

-سخت هم هست اما مسئله اینه که اون میزان سانسوری که فکر می‌کنیم در خبر ها وجود داره نیست مخصوصاً با شبکه‌ های اجتماعی که الان وجود داره. این میزان سانسور وجود نداره.

 

+یعنی میشه تماسی یا زنگی به خبرگزاری بشه و سفارش بشه که خبری منتشر نشه و این چنین اتفاقاتی بیفته. این رو از یکی از افراد خبر فوری هم پرسیدم.

 

-بله میشه کار خبرنگاری همین هست، که بتونه اخبار و کاری رو از جایی بگیره و حساسیت زا باشه. بله هنوز وجود داره. جواب‌هایی که بعد یا قبل از انتشار خبر برای رسانه‌ها ارسال می‌شه که البته معمولاً بعد از ارسال خبر هست. به این علت که قبل از انتشار کسی نمی‌دونه قراره چه خبری منتشر بشه اما بعدش متوجه میشن.

 

+اگر خبری به اشتباه منتشر بشه اولین نفری که متوجه می‌شه و تذکر میده کی هست. مثلاً ارشاد یا….؟

 

-در رسانه‌های رسمی معمولاً خبر با منبع چک خواهد شد اما در رسانه‌های غیر رسمی این کار مقداری سخت می‌شه. مثلاً شما فرض کنید فرد شهروندی در حال عبور هست و صحنه‌ای که پلیس با یک شهروند درگیر شده رو می‌بینه و فیلم می‌گیره و با عنوان ظلم پلیس به شهروند انتشار میده. اما در رسانه‌های رسمی معمولاً با پلیس و منابع خبر رو چک خواهند کرد. برای همین هم هست که مردم هنوز هم صحت اخبارشون رو از رسانه‌های رسمی انجام خواهند داد.

مثلاً اگر خبر مهمی در کشور های دیگه اتفاق افتاده باشه، مردم از پیج بقیه خبر رو چک نخواهند کرد و منتظر میشن تا اخبار و رسانه‌ های رسمی خبرها رو منتشر کنند اما خبرگزاری‌ های رسمی هم متاسفانه در یه سری موارد ضعیف عمل می‌کنن و کمبود هایی دارن. و می‌تونیم بگیم خبرنگاران یا کنشگر های اجتماعی در این زمینه بهتر تونستن ورود داشته باشن. به عنوان مثال حدوداً ۲۰ سال پروژه بافت‌ های اطراف حرم وجود داشت که خونه‌ های مردم رو تخریب می‌کردن و پروژه بازسازی حرم یا به اصطلاح خودشون نوسازی رو انجام می‌دادن.

مردم همچنان اعتراض می‌کردن که چرا خونه‌های افراد رو تخریب می‌کنن. رسانه‌ های رسمی وارد این قضیه شده بودند اما دیر هنگام بود یعنی حدود سه چهار سال اخیر و سال‌های آخر به قضیه ورود کرده بودن. اما رسانه‌های رسمی نمی‌تونستن خیلی دقیق به این مسئله بپردازن  چون تقریباً خیلی از نهاد های سازمانی کشور در بافت اطراف حرم مطهر یک قسمتی رو داشتن، از سپاه بگیر تا…. بنابراین رسانه‌ های رسمی تا حدودی دستشون بسته بود و به خاطر یه سری ملاحظات نمی‌تونستن یه سری کارها رو انجام بدن. در اونجا رسانه‌های غیر رسمی تا حدودی تونستن یه سری کارا رو انجام بدن تا رسانه‌ های رسمی رو وارد پروژه و کار کنن.

 

+رسانه‌ ها یا روزنامه ها می‌تونن به راحتی دروغ بگن؟

 

-خیلی واضح نه چون به راحتی افشا میشه مگر اینکه منبع بین خودشون وجود نداشته باشه. یعنی من خودم به تنهایی منبع خبرم و هرچی که بخوام می‌تونم بگم اما اگر رسانه دیگه‌ ای همین خبر رو داشته باشه می‌تونه به راحتی دروغ من رو افشا کنه. دوره این چیزها گذشته چون الان همه با گوشی خودشون رسانه هستن و اون دوره‌ای که ۳ یا ۴ رسانه خاص ای سازمان‌های خاص بودن و می‌شد این کار رو کرد تمام شده هست.

 

+شما در آخرین جای شغلی تون مشغول به چه کاری هستید؟

 

-بنده معاون سردبیر هستم.

 

+یعنی دقیقاً چه کاری انجام می‌دید؟

 

-معاون سردبیر معمولاً سوژه‌ های روز رو چک می‌کنه و صحبت می‌کنه با سرویس‌ها و سوژه‌ ها که کدوم موارد از سوژه‌ها رو مهم تر در نظر بگیرن و بالا بیارن. یه سری کارهای اداری و غیر اداری داره که درباره خبرنگاران خودش باید انجام بده. مثلاً سازماندهی خبرنگاران درباره یه سری سوژه‌ها و موضوع‌ها رو داره این موارد کارهای حوزه دبیر سرویس هست.

 

ا+گر یکی از بچه‌ها که داره این برنامه و پادکست رو تماشا می‌کنه به حوزه خبرنگاری علاقه داشته باشه بعد از کجا شروع کنه؟ خبر بنویسه یا مقاله تهیه کنه؟

 

-نه اولین اقدام این نیست بلکه اولین اقدام یادگیری هست. پایه کار خبرنگاری خبرنویسی هست یعنی باید یاد بگیری چطوری خبر بنویسه، گزارش بنویسه، چه جوری مصاحبه کنه، چه جوری سوال بنویسه و چطوری سوال طرح کنه. باید اینطور چیزها رو یاد بگیرن چون من با بچه‌ هایی که در این حوزه فعال هستن در ارتباط هستم و انگیزه‌ای برای این کار ندارن. بیشتر برای مطرح شدن در فضای مجازی این کار را انجام میدن.

اگرچه شما حتی اگر بخوای یه پیج زیبایی بزنی باید بلد باشی چطور خبر رو بنویسی و ادبیاتش برات حل شده باشه. برای بحث آموزشی هم خبرگزاری‌ های متفاوت در کلاس‌ هاشون بحث‌ های آموزشی رو دارن. بعد از آموزش شروع کنن و همچنین مطالعه را در کنارش داشته باشن. متأسفانه خبرنگار های الان ما مطالعه کمی دارن. در حوزه‌های مختلف که نگاه می‌کنی آدم‌ها برای حوزه تخصصی خودشون مطالعه دارند و حرفی برای گفتن دارن اما شاید در حوزه خبرنگاری کمتر کسی رو پیدا کنی که مطالعه داشته باشه و با مطالعه بره سر کار.

 

+برای من خیلی جالبه که مناظرات تلویزیونی در سطح ریاست جمهوری رو هم که نگاه می‌کردم مجری‌ هاشون در اون بحث متخصص بودن که بتونن در این زمینه صحبت کنن، چه برسه به بحث خبرنگاری.

 

-یکی از مسائلی که در حوزه خبرنگاری وجود داره اینه که چون راجع به خیلی از مسائل خبر تهیه کردی و کار کردی باعث میشه فکر کنی که درباره همه چیز می‌دونی. اینجا بحث خبرنگاری تخصصی پیش میاد. دوستان و بچه‌ هایی که یه چند سالی در حوزه خبرنگاری کار کردن پیشنهاد من اینه که وارد حوزه خبرنگاری تخصصی بشن.

مثلاً بگیم در مشهد خبرنگار تخصصی حوزه بهداشت مون چه کسی هست یا در حوزه سیاست یا در حوزه اجتماعی و…. خبرنگار های متفاوت الان چون در سرویس‌ های مختلف کار می‌کنن، در حوزه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و…. هم کار می‌کنن و بنابراین بانک اطلاعات میشن. قبل از اینکه تلگرام و رسانه‌های به این شکل بیاد دفتر تلفن خبرنگار ها مایه فخر فروشی اونها بود.

مثلاً می‌گفتن من شماره ۱۰۰ تا مسئول رو دارم و اگر شما شماره تلفن هلال احمر و مسئول ش رو می‌خواستی باید می‌رفتی پیشش و خواهش می‌کردی تا شماره رو به شما بده و اگر اون مسئول وقت داشت بتونی باهاش صحبت کنی. وقتی تلگرام اومد یه سری از این مسائل حل شد و جزو اولین کارهایی که خبرنگاران انجام دادن، گروه‌های تبادل سوژه و تبادل شماره بود.

 

+هادی جان شما لباس زندان هم پوشیدی؟

 

-نه نپوشیدم، لباس‌ های خودم را انتخاب کردم.

 

+قضیه اون چند روز بازداشت رفتن شما چی بود من یه روز شبکه‌ های مجازی رو باز کردم و دیدم پشت سر هم خبر اومده که هادی زالکی کنشگر اجتماعی در شاندیز بازداشت شد.

 

-قضیه از این قراره که در یکی از توابع شاندیز به اسم فیان، چند وقتی بود که مردم روستا درگیر یک معارضی برای زمین‌ هاشون بودن که از قضا اون معارض اداره رفاه دادگستری بود. مردم چون موضع روبرو شون اداره دادگستری بود برای اعتراض ترس داشتن و می‌گفتن ما همیشه اگر کار قانونی برامون پیش بیاد میریم سراغ دادگستری اما طرف مقابل مون الان دادگستری هست.

از قسمت‌های مختلف هم مثل بیت رهبری و… پیگیری کرده بودن و همه اون ارگان‌ها حق رو به مردم داده بودن. یعنی موضع شما موزه حقی است و موضع طرف مقابل نه. اما در کمال تعجب می‌دیدیم که همچنان اون اداره کانکس میزارن  و شروع به کار کردن. این قضیه برای چند سال پیش هست، و تقریبا چند سالی بود که با این افراد آشنا بودم و می‌دونستم در بحث رسانه ضعیف هستن. در مسجد روستا شون براشون نشست گذاشتم و از قسمت‌های دیگه هم دعوت کردم که بیان.

 

+یعنی کنشگری اجتماعی را انجام دادی؟

 

-مدام باهاشون در ارتباط بودم و می‌دونستم که این بندگان خدا کسی رو در حوزه رسانه ندارن، و صداشون نمی‌رسه. کوچک‌ ترین اتفاق و نامه‌ای که براشون میومد به من اطلاع می‌دادن. و من تا جایی که می‌تونستم بهشون کمک می‌کردم. کسانی بودن که می‌گفتن من با کارگری کردن در شهرهای جنوب ایران پول خونه در این منطقه رو به دست آوردم و اگر بخوان خونه منو تخریب کنن، من هم میرم بالای خونه می‌ایستم که با اون بلدوزر از روی من هم رد بشن.

 

+یعنی عملاً چیزی برای از دست دادن نداشتن.

 

 

-این اتفاقات که افتاد من به این فکر می‌کردم که ما به مردم یاد دادیم که چطور مطالبه‌ گری کنند و این مسائل به این شکل رو بهشون آموزش دادیم. اما دیدم که باید پاسخ به مطالبه‌ گری رو اول به مسئولین یاد داد.

 

+سعه صدر داشته باشن.

 

-بله یه روزی بود که می‌خواستم تجمع کنن و ما با بچه‌ های روزنامه، رفتیم که اون تجمع رو پوشش بدیم و در بازجویی‌ ها هم گفتن که این تجمع غیرقانونی بوده. بنا در جواب گفتم که این مردم مطالبه حق شون رو انجام دادن و اصلاً کارشون غیر قانونی نبوده.

ما در مکان تجمع بودیم و بچه‌ها کارهای خبرنگاری شون رو انجام دادن. و من برگشتم خونه بعد از اون با من تماس گرفتن که عکاس و فیلمبردار تون بازداشت شدن. این شد که رفتم به پاسگاه ویرانی، و به من خبر دادن که مسئول پاسگاه گفته که من هم باید بازداشت بشم.

ما با تصویر بردار و فیلمبردار مون شب رو در بازداشت گاه گذروندیم و فردا صبح برای بازجویی مون اومدن. یه سری سوالات در همین مورد پرسیدن و ما باید پاسخ می‌دادیم و به نظرم اومد که در جریان یه سری مسائل نبودن. می‌گفتن ما می‌دونیم که حق با شماست اما کاری که انجام دادید اشتباه بوده. من همچنان پافشاری می‌کردم که این کار اشتباه نبوده. رفتیم به دادسرا و دادیاری تصویربردار و فیلمبردار مون آزاد شدند اما من رو به زندان وکیل آباد با چند نفر دیگه منتقل کردن، که اون چند نفر با وضعیت بدی بازداشت شده بودند. من به زندان وکیل آباد رفتم و یک چند روزی رو سپری کردم تا اینکه رفتم داد یاری.

 

+مشکل حل شد؟

 

-مشکل به نحو دیگه‌ای حل شد، در زندان که بودم متوجه شدم انسان‌هایی که در حوزه رسانه ما رو می‌شناختن یا نمی‌شناختن نسبت به این کنش اجتماعی واکنش‌ هایی داشتن. یه بخشی ش هم تلاش مدیران رسانه‌ای بود که من در اون کار می‌کردم، اون‌ها گفته بودن که خبرنگار چرا باید در زندان باشه در حالی که رفته که خبر را پوشش بده. مجموعه این‌ها باعث شد که حداقل دادستانی متوجه بشه که کاری که کرده درست نبوده.

این کار بازداشت اشتباه بوده و بماند که من بعدها با دادستان شاندیز جلسه‌ای گذاشتم‌. ایشون مقداری از زمین‌های خالی اطرافشان نیز برای من گفتن ولی در نهایت به من گفتند که کلید حل مشکل شما در اتاق آقای صادقی هست. یعنی حل مسئله به دست ایشون بود اما چون در سال گذشته انتقاد های تندی رو به آقای صادقی رئیس کل بنیاد دادگستری استان وارد کرده بودیم، برای من قابل پیش بینی بود که حرکت از سمت ایشون داره انجام میشه.

به من پیشنهاد کردن که برو عذرخواهی کن. یعنی آقای دادستان به من گفتن که از ایشون عذرخواهی کن اما من هیچ وقت نتونستم این قضیه رو هضم کنم و هیچ وقت هم عذرخواهی نکردم. یعنی الان که با شما صحبت می‌کنم پرونده من همچنان باز هست، اما آقای صادقی دیگه رئیس کل دادگستری نیست و جایگاه سابق رو نداره.

 

ا+ینا جزو همون هزینه‌ های کنشگری اجتماعی هست؟

 

-برای من که حرکت بود جزو هزینه‌ ها محسوب نمی‌شد. هزینه رو معمولاً دوستان خانواده و همکاران و این اتفاق برای خانواده من خیلی سخت بود. همکاران من هم واقعاً تلاش کردن. جای این هست که ازشون تشکر کنم و برای همکارانم واقعاً سخت بود. اما اسم من الان در پرونده داران هست و میگن اگر استعلام بگیرن پرونده داری.

 

انشالله که خیره. سخت‌ ترین خبری که در رسانه‌ هاتون کار کردید چی بوده؟ +

 

-به اون معنا سخت نبوده. البته انتشار خبر در رسانه‌ های شخصی سخت‌تر از رسانه‌های عمومی و سازمانی هست به این علت که در رسانه‌ های رسمی شما باید یه سری اخبار و چیزهایی منتشر کنی که رسانه رسمی که در اون کار می‌کنی بهت اجازه میده و توانایی ش رو داری. البته اون‌ها هم سختی‌ های خودش رو داره. همین موردی که مثال زدم برای این رسانه‌ها بود. اتفاقات مشهد و مسائل ش رو که رسانه‌ های دیگه کار نمی‌کنن روزنامه ما منتشر کرد. اما این کار یه سختی و ریسکی داره که شما دوست نداری این سختی و ریسک رو گردن بقیه بندازی. یعنی مثلاً اگر من رسانه‌ای دارم که به اسم آقای میلاد مشرف هست دوست ندارم کاری رو انجام بدم که برای آقای مشرف در آینده مشکلی به وجود بیاد.

 

+یعنی انگار تایید کنم که مشکلی پیش نیاد و…؟

 

-معمولا در حوزه‌های بین المللی و این چنینی نمیشه کنشگری خاصی انجام داد. اما در پیج خودم و گزارش‌های خودم معمولاً خیلی تامل دارم که این گزارش برای مردم خوب هست یا بد و به اون هدف می‌رسه یا نه. مثلاً اگر ببینم من اگر گزارش آقای فلان رو انجام بدم به درد پروژه من بخوره این کار رو انجام میدم.  اما اگر ببینم که این پروژه به درد پیشرفت پروژه من نمی‌خوره و فقط برای خنک شدن دلم قراره انجامش بدم این کار رو نمی‌کنم.

 

+خبرنگار مستقل چی هست؟ چون در بیوگرافی خیلی از بچه‌ ها دیدم. خبرنگار مستقل یعنی مثل بلاگر خبرنگار که در ازای تهیه خبر هزینه دریافت می‌کنن.

 

-ما چند نوع خبرنگار داریم. خبرنگار تخصصی و حرفه‌ای داریم که با یک رسانه به صورت مداوم کار می‌کنه یعنی استخدام هست یه نوع خبرنگار آزاد هم داریم ، که کار خبرنگاری را انجام میده و این خبر را به رسانه‌های مختلف اصطلاحا می‌فروشه. خبرنگار آزاد و مستقل که اشاره کردید هم داریم و این معمولاً به این خاطر هست که بگن ما تحت سیاست خاصی نیستیم، و آزاد هستیم. از این نوع شعارها دارن که به نظر من خبرنگار این تیپی خیلی کم هست. با بحث گسترش رسانه‌ ها به نظر من خبرنگار این مدلی بسیار کم هست.

 

+بحث کارهای سیاسی و سیاست شد. من یادم هست که شما یک رویداد به اسم رج رو هم در چند وقت گذشته با یک تیم رسانه‌ای قوی کار کردید. درباره این رویداد هم برامون مقداری توضیح بدید؟

 

-من در حوزه خبرنگاری و مخصوصاً ژورنالی تحقیقی به دو تا ایده یا کار رسیدم. اول اینکه حوزه خبرنگاری تخصصی مون رو جدی‌تر کار کنیم و ضعیف هست. با آدم‌هایی که می‌تونستن در این راه حمایت داشته باشن هم صحبت کردم و گفتم که باید روی این حوزه بیشتر کار بشه.

یکی اینکه جهان آینده ما جهان انسان رسانه‌ هاست. جهان افرادی که در خردترین قسمت‌ها اخبار رو تهیه کنند و منتشر کنند. رویداد رج یا رسانه و جامعه می‌خواست همین کارو انجام بده. به این معنی که به اون فردی که در محله خودش کار می‌کنه بگیم شما بهترین آدمی هستی که می‌تونی اخبار کف محله خودت رو رسانه‌ای کنی. می‌تونی از اخبار خوب یا بد محله خودت صحبت کنی. استقبال خوبی شد و در خدمت شما هم بودیم. اما به نظرم هنوز جا داره که بیشتر روش کار بشه. کسانی که می‌خوان از این طرح حمایت کنند هنوز خیلی کار رو جدی نگرفتن.

 

+یعنی چی؟ یعنی دوست ندارن این کار انجام بشه؟

 

-نه هنوز به این ضرورت نرسیدن، که چقدر یک رسانه محلی می‌تونه به جامعه خدمت کنه، به این نرسیدن که تربیت رسانه و جامعه چقدر می‌تونه در کنشگری اجتماعی مفید باشه.

 

+شاید هم می‌ترسن. مثل مثال معروف که قرآن را فرستادیم آب بیاره و آب غلام رو برد. میگن ما که قراره این همه انسان رو آموزش بدیم بعداً این قضیه موی دماغ خودمون نشه.

 

-این آسیب‌ها هم وجود داره اما شما باید این هزار تا بذر رو برسی تا بعد بتونی از این هزار بهره کافی رو ببری. مثلاً شما از ترس اینکه کسی رو آموزش بدی و این فرد کار رو رها کنه و از اینجا بره کلاً آموزش رو متوقف نمی‌کنی.

 

+کسانی و سازمان‌ هایی که بودجه دارن، هنوز به این ضرورت نرسیدن و این رو برای خودشون تعریف نکردن که بشه همچین کاری را انجام داد و رسانه‌های محلی رو به بلوغ رسوند. به نظر من برخورد با رسانه‌ های محلی باید مثل برخورد با استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های دانش بنیان در چند سال اخیر باشه.

در چند سال اخیر به استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان گفتن که اگر می‌خوان بیان و شروع کنند و از اون عده‌ای که شرکت کردن و شاید از ۵۰ تا شرکت ۱۰ تا شرکت خوب هم پیدا شد. به نظرم برای رسانه‌ های محلی هم باید این اتفاق بیفته که در یک بازه طولانی مثلاً ۴ تا ۵ ساله این فرصت داده بشه که رسانه‌ های محلی کار انجام بدن و بیان و هرچی دارن بیارن و منتشر کنن و حتی در قبالش هزینه دریافت کنن.

 

-من در تیم‌ هایی که کار می‌کردم کسی بود که معلول بود، شما احتمالاً می‌ شناسید ش.

 

+بله.

 

-اما ظرفیت این رو داشت که برای محله خودش یک رسانه ایجاد کنه.

 

+یادمه از صداش خیلی استفاده می‌کرد.

 

-و اون کار رسانه‌ای انجام شد و اگر سازمان بالادستی و تربیتی بود که حمایت از این رسانه می‌کرد، به جای خوبی می‌رسیدن..

 

+رج به کجا رسید؟ متوقف شد کلا؟.

 

-پیشنهاد رج ۲ هم داده شد. اما هنوز در مرحله تصمیم‌گیری هست که زمانش چطور باشه و…. امیدوارم بشه که امسال رج ۲ رو استارت بزنیم

 

+این مثالی که شما زدید واقعا درست بود. الان اگر نگاه کنیم ۵ تا کسب و کار نوع کشور که از لحاظ گردش مالی و پرسنل اول هستن، همشون در مرکز رشد تهران و شهرهای دیگه بودند و حمایت شدن و جذب سرمایه کردن، تقویت شدن و الان مثلاً یکی از اون‌ها دیجی کالا هست، یا کتاب صوتی‌ های مختلف و حتی دیوار.

واقعا اگر ازشون حمایت نمی‌شد شاید الان اینجا نبودن. داشتم از عادل طالبی یه چیزی گوش می‌کردم، استاد دیجیتال مارکتینگ و داشتن می‌گفتن که واقعا اگر کسی از کسب و کارهای امروز حمایت نمی‌کرد کسب و کارها به اینجا نمی‌رسیدن. درسته ایده برای اون‌ها بوده اما کسی هم بوده که حمایت شون کنه. به نظرم رج می‌تونست به اینجا برسه.

 

-رج می‌تونست و می‌تونه یه جایگاهی باشه برای جمع کردن علاقه‌مندان به رسانه، امیدوارم که سازمان‌ها و کسانی که می‌تونن حمایت کنند از این طرح در رج مشارکت داشته باشن.

 

+شما روتین خاصی در زندگی تون دارید مثلاً فیلم سریال یا پادکست؟

 

-ما در هر برهه زمانی دغدغه خاصی داریم. ما چون خبرنگار هستیم و یه سطحی از آگاهی را از اخبار روز باید داشته باشیم معمولاً یه کف مطالعه داریم. اما خب خودم الان کتاب مسئله محور است رو شروع کردم و یک دغدغه جدی دارم. یک کار در حوزه کلان کشوری که پیدا کردن رسانه‌های محلی در کشور باشه.

یعنی مثلاً اگر شما ۵۰ انسان رسانه داری بتونی پیدا شون کنی و باهاشون ارتباط بگیری. یک دغدغه دیگه که دارم استارت یک رسانه اقتصادی در مشهد هست. به نظر من خیلی ضرر داره و در جاهای مختلف صحبت کردم که برای شهر مون یک رسانه در حوزه اقتصادی تشکیل بدیم. به همین روش برای حوزه‌ های دیگه مثل حوزه سیاسی و اجتماعی و…. هم رسانه داشته باشیم.

دغدغه‌ های بزرگ مون فعلاً این‌ها هستن که در ذهنم هستن و باید انجام بشن. یه سری کارها هم برای ولید یک برنامه در نمایش خانگی داریم انجام می‌دیم که به نتیجه اصلی نرسیده که بخوام عرض کنم.

 

+یه سوالی همیشه پیش بیاد که شما هاتف هستید یا هادی ذالکی. چون در جایی دیدم که بعد از ذالکی در پرانتز هاتف رو اضافه کردید؟

 

-الان دیگه نیست.

 

+قبلاً من دیده بودم.

 

-بنده هادی ذالکی هستم و در شناسنامه هاتف.

 

پس شما الان به اسم هادی ذالکی می‌ شناسن؟ +

 

-بله.

 

+خیلی ممنون دمتون گرم و خیلی صحبت خوبی بود، و تجربیات جالبی داشتید. فکر می‌کنم ورود به حوزه خبر و خبرنگاری خیلی سخت باشه و جوان‌ های الان حوصله ش رو نداشته باشن. چون باید خیلی بخونن.

 

-جوان‌ های الان بیشتر دوست دارن وارد حوزه بلاگری بشن.

 

+می‌خواستم بپرسم که شما بلاگر خبرنگاری رو قبول دارید؟

 

-بلاگر خبرنگاری رو تا یه جایی قبول دارم اما کار خبرنگاری قلم می‌خواد نوشتن و خوندن می‌خواد و تا جایی که من می‌بینم نه مطالعه دارن و نه کتاب می‌خونن. انگار به زندگی شخصی شون نمی‌خوره و فقط می‌خوان یاد بگیرن چطور با دوربین کار کنن و جلوی دوربین باشن. عکس خوبی داشته باشم و اجرای خوبی. اما در سطح محتوا اینطور نیست.

متبحرترین مجری‌ ها هم در روز چند ساعت مطالعه دارن و یاد می‌گیرن. اگر دو خبرنگار برای شما یک خبر را بنویسن شما اگر حتی سربرگ‌ های اسمشون هم جدا شده باشه به راحتی می‌تونی متوجه بشی که این خبر متعلق به خبرنگاری هست که مطالعه داره  می‌خونه یا  تجربه کاری در این زمینه رو داره یا نه. الان جوان‌ها و خصوصاً کسانی که تجربه کافی رو ندارن ،دایره لغات پایینی دارن و حرکت خطی دارن، احساس می‌کنن خبر خوب اونی هست که وایرال بشه.

 

+خیلی هم خطرناک هست.

 

-بله خطر هم داره و فکر می‌کنی که اگر الان ۱۰۰ تا فالوور شده ۲۰۰ تا رسمیت پیدا کردی در حالی که اینطور نیست و  از اون ۲۰۰۰ نفر شاید در خیابون ۵ نفر هم شما رو نشناسن. لذا خبرنگار در یک دوره به جایی می‌رسه که سعی می‌کنه کار رو طوری انجام بده که اسمی از خودش در میان نباشه. یعنی هدف رو برای خودش مشخص کنه و رهبر باشه و تربیت نیرو انجام بده اما از خودش و اسمش چیزی در میان نباشه.

 

+بسیار عالی خیلی ممنون آقای هادی زالکی که دعوت ما را پذیرفتید و اومدید.

 

-همچنین تشکر از شما.

 

+خیلی ممنون دوستان و خدانگهدار.

- سایر اپیزودها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *